تبلیغات
انتظار


























انتظار

تا زنده ایم رزمنده ایم

حتما بخوان




نوشته شده در جمعه 30 دی 1390ساعت 06:57 ب.ظ توسط مرتضی همایی رحیمی| نظرات ()


نوشته شده در سه شنبه 29 فروردین 1391ساعت 11:04 ب.ظ توسط مرتضی همایی رحیمی| نظرات ()

شاعره ی حضرت امام(ره) و مقام معظم رهبری

سروده امام خمینی

من بخال لبت ای دوست گرفتار شدم
چشم بیمار تو را دیدم و بیمار شدم
فارغ از خود شدم و کوس انا الحق بزدم
همچو منصور خریدار سردار شدم
غم دلدار فکنده است بجانم شرری
که بجان آمدم و شهره بازار شدم
در میخانه گشائید برویم شب و روز
که من از مسجد و از مدرسه بیزار شدم
جامه زهد و ریا کندم و بر تن کردم
خرقه پیر خراباتی و هشیار شدم
واعظ شهر که از پند خود آزارم داد
از دم رند می آلوده مددکار شدم
بگذارید که از بتکده یادی بکنم
من که با دست بت میکده بیدار شدم

سروده امام خامنه ای

تو که خود خال لبی از چه گرفتار شدی
تو طبیب همه ای از چه تو بیمار شدی
تو که فارغ شده بودی ز همه کون و مکان
دار منصور بریدی همه تن دار شدی
عشق معشوق وغم دوست بزد بر تو شر
رای که درقول و عمل شهره بازارشدی
مسجد و مدرسه را روح و روان بخشیدی
وه که بر مسجدیان نقطه پرگار شدی
خرقه پیر خراباتی ما سیره توست
امت از گفته در بار تو هشیار شدی
واعظ شهر همه عمر بزد لاف منی
دم عیسی مسیح از تو دیدار شد
یادی از ما بنما ای شده آسوده ز غم
ببریدی ز همه خلق و به خلق یار شدی


نوشته شده در سه شنبه 15 فروردین 1391ساعت 11:04 ب.ظ توسط مرتضی همایی رحیمی| نظرات ()

عکس خبری / دیدار جمعی از مسئولان سه قوه با رهبر معظم انقلاب
جمعی از مسئولان سه قوه ظهر امروز سه شنبه با حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب دیدار کردند.



نوشته شده در سه شنبه 15 فروردین 1391ساعت 11:02 ب.ظ توسط مرتضی همایی رحیمی| نظرات ()

چرا وزارت ارشاد با احساسات امت حزب الله بازی میکند؟!




پس از اکران دو فیلم بسیار زشت و زننده ی "گشت ارشاد" و "زندگی خصوصی" امت حزب الله طی نامه ها و اعتراضات فراوان به وزارت ارشاد مبنی بر اینکه هرچه سریعتر از ادامه ی اکران این دو فیلم جلوگیری کنند، اما با وجود این اعتراضات هنوز شاهد این هستیم که در پایتخت و بسیاری از شهر ها این دوفیلم در حال اکران است.
یعنی واقعا متاسفیم برای این وزارت خونه ی مثلا ارشاد اسلامی که با وجود اینکه امام جمعه ی محترم تهران حضرت آیت الله سید احمد خاتمی هم در نماز جمعه ی 4 فروردین فرمودن: اجازه اکران برخی از فیلم‌های ضداخلاقی در ایام نوروز و در برخی سینماهای مراکز استان‌ها صادر شده است؛ این فیلم‌ها در دهه فجر پخش و مورد اعتراض واقع شده بود، مسئولان باید بدانند که ما در مورد دین و اخلاق مردم با هیچ کس رودربایستی نداریم. مأموریت نظام اسلامی اجرای احکام دین است و دین هم فقط به معنای آبادکردن آخرت نیست بلکه ابعاد دیگری همچون برنامه برای زندگی اجتماعی هم هست.
وی وزیر ارشاد را جوانی متدین و دیندار خواند ولی در عین حال به وی گفت که در شأن شما نبود که از دستگاه تحت مدیریت شما اجازه اکران چنین فیلم‌های مستهجنی داده شود؛ باید تا دیر نشده جلوی اکران این فیلم‌ها را در استان‌ها بگیرید.

http://www.fardanews.com/files/fa/news/1390/12/28/88797_766.jpg

همچنین در روز شنبه 27 اسفند با توجه به صدور بیانیه انصار حزب الله تهران در مقابل وزارت ارشاد تجمعی برپا و قطعنامه ای قرائت شد، اما بازهم هیچ عکس العملی از این وزارت خونه ندیدیم. بازهم قرار تجمع برپاشد در روز دوشنبه 29 اسفند که برادران ناجا ماشاءالله حسابی از دوستان پذیرایی کردند و همه را دستگیر میکردند که خدایی نکرده بچه حزب اللهی ها نخوان حرفی تو مملکت امام زمان(عج) بزنند!!!
(در این روز ریش شده بود خلاف شرع، وهر کس ریش داشت باید دستگیر میشد. برادران ناجا هستند دیگه!)
روز جمعه هم بعد از نماز جمعه راهپیمایی برقرار شد و با وجود اینکه آقای خاتمی امام جمعه تهران تاکید فراوان بر این داشتند که هرچه زودتر از اکران این دو فیلم جلوگیری کنند اما تا به امروز هنوز هیچ عملی از آقای وزیر ندیدیم.

لازم به ذکر است که سینماهای میدان انقلاب که تا صبح روز جمعه این دوفیلم مبتذل را به نمایش گذاشته بودند از ترس راهپیمایی روز جمعه بنرها و عکس های این دو فیلم رو برداشته و هیچ اثری از اکران این دو فیلم در این سینماها نگذاشتند.
اما امروز شنبه دیدیم که بازهم بنرها و عکس های این دو فیلم نصب شده اند.

امیدواریم آقای وزیر به سرنوشت مهاجرانی گرفتار نشوند.

یاعلی

http://asremrooz.ir/images/docs/000021/n00021752-b.jpg

http://www.fardanews.com/files/fa/news/1390/12/28/88801_368.jpg
نوع مطلب : مقاله

نوشته شده در سه شنبه 15 فروردین 1391ساعت 10:51 ب.ظ توسط مرتضی همایی رحیمی| نظرات ()

سردار شهید حسین املاکی، ۹ فروردین سال ۶۷ در عملیات والفجر ۱۰ در منطقه عمومی سید صادق، بر روی ارتفاعات بانی بنوک عراق به همراه یاران و همرزمانش، مظلومانه در اثر حمله ناجوانمردانه و بمباران شیمیایی عراق به شهادت رسید. و پیکر مطهرش برای همیشه بر روی ارتفاعات بانی بنوک باقی ماند.

 شهید املاکی شما؛ جانشین لشکر گیلان که توی میدان جنگ شیمیایی زدند و خودش هم آنجا در معرض شیمیایی بود. بسیجی بغل دستش ماسک نداشت، شهید املاکی ماسک خودش را برداشت بست به صورت بسیجی همراهش! قهرمان یعنی این! البته هر دو شهید شدند. هم املاکی شهید شد و هم آن بسیجی شهید شد اما این قهرمانی ماند اینها که از بین نمی‌روند. زنده‌اند، هم پیش خدا زنده‌اند، هم دردل ما زنده‌اند و هم در فضای زندگی و ذهنیت ما زنده‌اند.»

"مقام معظم رهبری در جمع مردم گیلان در 12 اردیبهشت سال 1380 "


سردار شهید حسین املاکی، ۹ فروردین سال ۶۷ در عملیات والفجر ۱۰ در منطقه عمومی سید صادق، بر روی ارتفاعات بانی بنوک عراق به همراه یاران و همرزمانش، مظلومانه در اثر حمله ناجوانمردانه و بمباران شیمیایی عراق به شهادت رسید. و پیکر مطهرش برای همیشه بر روی ارتفاعات بانی بنوک باقی ماند.

نوشته شده در پنجشنبه 10 فروردین 1391ساعت 09:36 ب.ظ توسط مرتضی همایی رحیمی| نظرات ()

تأملاتی درباره دو اتفاق سال 90 كه نام ایران را بر صدر خبرها نشاند؛


آن بی هیاهو، این بی حیاهو!




در سال 1390، اتفاق‌های زیادی در ایران رخ داد که منجر به صدرنشینی نام کشور عزیزمان در لیست خبرهای مهم جهان شد. در این میان دو خبر به خاطر ویژگی منحصر به فرد و وجوه اشتراک متعدد، قابل تأمل و درس و عبرت است.



خبر اول: اصغر فرهادی با ساخت فیلم جدایی نادر از سیمین برای اولین بار در تاریخ سینمای ایران مفتخر به دریافت جایزه‌ی اسکار شد.

خبر دوم: مصطفی احمدی روشن به عنوان جوان ترین دانشمند نسل سوم انقلاب، مفتخر به دریافت مدال شهادت شد.



تأمل اول: هم اصغر هدف‌مند پیش رفت تا به این مقام نائل شد، هم مصطفی. هدف‌مندی اصغر که از اهداف ذاتی هر فیلم‌ساز بی توجه به دو فریضه ی تولّی و تبرّی است، نیازی به اثبات ندارد. رؤیای اسکار برای این تیپ فیلم‌سازان آن قدر جذابیت دارد که برای پرکردن چشم سیاستگذاران اسکار هرگونه خوش رقصی را مباح بدانند.

شاید در هدف‌مندی مصطفی برای بعضی خواننده ها جای تردید باشد. که آن هم دست کم با دو دلیل محکم عقلی و نقلی قابل رفع است. دلیل عقلی این است که مصطفی مسلّح بود. پس می دانست قدم در راهی گذاشته که احتمال ترورش قریب به یقین است. و دلیل نقلی این که وی از استاد اخلاق خود (حضرت آیت الله خوشوقت) تقاضای ذکری برای نیل به مقام شهادت کرده بود.



تأمل دوم: دو ایرانی با اراده، با دو آرمان کاملاً متفاوت از هم به قدری در مسیر خود عزم داشتند که هر دو خیلی زود به قله‌ی رؤیایی خویش صعود کردند.

آرمان این دو کاملاً مشهود و قابل مطالعه است. اصغر در قالب فیلم، حرف هایش را زده و مصطفی نیز در قالب شهادت، حرف هایش را عمل کرده است.



تأمل سوم: اصغر سر سفره‌ی این ملت جلوس کرد و با نان و نمک مردم سکوی مرتفعی ساخت تا روی آن بایستد و فریاد بزند كه؛

 در ایران همه دروغ می گویند. زن، شوهر، پدر، مادر، فرزند، کارگر، کارمند، معلم،...

 لذا سرزمین ایران محیط مناسبی برای تربیت فرزندان ایده آل اصغر فرهادی نیست.

 در ایران کرسی قضاوت فشل است. نه عدالت دارد و نه فراست.

 اسلام ایران، اسلام خرافاتی است.

 نسل سوم انقلاب زیر یوغ خودرأیی و استبداد پیشینیان خود می سوزند و تحمل می کنند، اما در آخر طاقت آن ها سر آمده، حصار را می شکنند و با نسلی که از گذشته‌ی خود پشیمان شده و راه نجات را غلتیدن در دامن امریكا می داند، همراه می شود.

این ها دروغ های فیلم جدایی نادر از سیمین است!



تأمل چهارم: مصطفی که نماینده‌ی نسل سومی هاست با خون خود بر ادعای واهی افتراق نسل سوم خط بطلان کشید و در عین حال واقعیت های تلخی را فریاد زد که "جدایی..." آن را انکار کرده بود. از جمله:

ثروتی که با بلوکه کردن اموال ایران و دزدی نفت کشورهای مسلمان و کشت و قاچاق مواد مخدر از افغانستان و فروش سلاح‌های کشتار جمعی و ده‌ها جنایت دیگر به دست می آید، نامشروع است. این لقمه ها در نگاهی خوش بینانه فرزندانی تربیت می کند وطن فروش و خیانت‌کار به ملت. مثل میرزا ملکم دیروز و الی ماشاء الله امروز!

دولتی که با پرچم استیفای حقوق بشر و محو تروریزم، خون میلیون ها مسلمان بی گناه فلسطینی، ایرانی، عراقی، افغانی و بحرینی را مکیده، دولتی دروغ‌گوست و هنرمندی که قادر به بیان این دروغ بزرگ نباشد یا جاهل است یا خائن.

صدق شعار مبارزه با تولید سلاح های هسته ای و کشتار جمعی از دماغ پینوکیویی کره‌ی زمین که با انفجار ناکازاکی و هیروشیما شکل گرفت، پیداست.

 

تأمل پنجم: اصغر و مصطفی - هر دو- توسط سرویس های جاسوسی امریكا و اسراییل شکار شدند. اصغر شکار شد تا با تزریق حمایت های مادی و معنوی، جانی دوباره بگیرد و همچنان از دلیل جدایی ها بگوید. مصطفی شکار شد تا با تزریق گلوله، دیگر وجودی نداشته باشد دال بر وصال نسل سوم با ارزش های انقلاب.



تأمل ششم: اصغر در اوج صعود به قله‌ی توفیق‌های هنری مفتخر شد دست نامحرم آنجلینا جولی را در دست خود بفشارد و این اتفاق شیرین را در کارنامه افتخارات حرفه ای اش ثبت كند. مصطفی در اوج غیرت و شرف و مردانگی، وقتی به خون خود آغشته شد، فرشته های الهی را به تعظیم و تکریم واداشت.



تأمل هفتم: در نظر امریكا و اسراییل، اصغر فرهادی با جایزه‌ی اسکار و تبریک وزیر امور خارجه این کشور و اکران فیلم در سرزمین های اشغالی و حمایت های پیدا و پنهان استکبار، زنده شد و در مقابل؛ مصطفی احمدی روشن با یک بمب مغناطیسی مُرد!

 اما در نظر ملت غیرت‌مند و شریف ایران، هر که به طمع وجیزه‌ی بی ارزش دنیا، ارزش های بی همتای این ملت بی نظیر را پای میز معامله ببرد، در همان قدم اول، مرگ ارزش و اعتبار خود را امضا کرده و به پایان تاریخ مصرف خود خواهد رسید.

زنده‌ی واقعی کسی است که جان خود را سپر جان مردم بی دفاع کرده، با خون پاک و صادق خود، دروغ‌گویان بین المللی را رسوا می کند و مرده‌ی واقعی کسی است که آبروی ملتی را سپر مطامع بی ارزش خود کرده، مستبدانه برّه‌ها را به جرم خطا و اشتباه، به کام گرگ‌های جنایت‌کار می سپارد.



تأمل هشتم: نظام جمهوری اسلامی آزاد اندیش‌ترین نظام دنیاست. در هیچ نظامی نمی توان این‌چنین اساس باورها و ارزش‌های یک ملت را زیر سؤال برد و دشمن درجه یک نظام را تکریم کرد. این نجابت نظام قابل تحمل است، اما این که هزینه دشمنی با ملت از جیب خود ملت برود، با هیچ منطقی قابل توجیه نیست. نمی دانم چرا نمایندگان مردم تاکنون از وزیر ارشاد نپرسیده اند چرا جشنواره فجر به دشمن فجر جایزه داد و آن را به نمایندگی از سینمای جمهوری اسلامی به جشنواره های بین المللی فرستاد!



تأمل آخر: امروز بنده به عنوان یک شهروند ایرانی وقتی اسم "مصطفی" را می شنوم، سر بالا می گیرم، بر غیرت و مردانگی جوان ایرانی می بالم، اما نام "جدایی نادر از سیمین" و سازنده‌ی آن که یک گل طلایی به دروازه‌ی خودی زده، عرق شرم و زبونی ناشی از خیانت و وادادگی را بر پیشانی‌ام می نشاند.


نوشته شده در پنجشنبه 10 فروردین 1391ساعت 09:35 ب.ظ توسط مرتضی همایی رحیمی| نظرات ()

 




نوشته شده در پنجشنبه 10 فروردین 1391ساعت 09:32 ب.ظ توسط مرتضی همایی رحیمی| نظرات ()

حاجیه خانم آفاق نصیری؛ مادر شهید محمد محمدنژاد فریدونکناری گفت «تصمیم گرفتم با دستانم پسرم را غسل دهم. موضوع را با مسئولین در میان گذاشتم. گفتند: شهید که در خط مقدم و حمله به شهادت رسیده غسل ندارد. گفتم: دوست دارم این کار را انجام دهم. به من اجازه دادند پسرم را غسل کنم...»











نوشته شده در پنجشنبه 10 فروردین 1391ساعت 09:30 ب.ظ توسط مرتضی همایی رحیمی| نظرات ()

مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
Design By : Night Melody